تبلیغات
ایل من قشقایی - معرفی مختصرایل قشقایی

به نام خدا

ایل من قشقایی
امروز   به وبلاگ  ایل من قشقایی  خوش آمدید


¿معرفی مختصرایل قشقایی
جمعه 22 مهر 1384
 كوهپایه های جنوبی زاگرس و جلگه های هموار آن تا دشت های شمالی فارس و دامنه های زردكوه در مسیری كه حدود 600 كیلومتر مسافت دارد ، سالیانه دوبار توسط جمعیتی چادرنشین پیموده می شود كه بیشتر ایام عمر خود را در حال كوچیدن بر این دشتهای هموار و كوههای صعب العبور هستند . این جمعیت بخشی از ایل بزرگی هستند كه » قشقایی « نام گرفته است . زبان مردمان این ایل تركی است . اما به دلیل نزدیكی و اختلاط فراوان با فارسی از زبان تركی آذری یا تركی فاصله گرفته و به شدت با زبان فارسی آمیخته شده است . ریشه یابی طوایف ایل نشان از خویشاوندی نزدیك با آذربایجانیها می دهد . از نظر قیافه شناسی ، رنگ پوست بدن ، موهای طلایی و چشمان سبز آبی بعضی از مردم قشقایی با قفقازی ها شباهت زیادی دارند . در مورد قدمت این ایل هیچ سخن معتبری وجود ندارد و تخمین ها آنقدر متفاوت ( از 200 سال تا حتی 4000 سال گفته شده ) است كه بهتر است اصلا به آن نپردازیم . در یك تقسیم بندی نسبتا كلی ایل به این طوایف تقسیم می شود : طایفه دره شوری ، طایفه كشكولی ، طایفه فارسیمدان ، طایفه شش بلوكی ، طایفه عمله ، طایفه كشكولی كوچك ، طایفه قراچه ای ، طایفه صفی خانی ، طایفه جعفربیگلو ، طایفه نمدی ، طایفه ایگدر ، طایفه رحیمی . از آنجایی كه هدف اصلی این نوشته بحث پیرامون متل ها و افسانه های ایل قشقایی است و نه چیز دیگری ، توصیف و تشریح ایل را رها كرده و به ویژگی ها و خصایص فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و سیاسی می پردازیم كه در شكل گیری و ساختار بخشی متل ها و افسانه ها نقش غیر قابل چشم پوشی داشته است . به نظر نگارنده این رویدادها و ویژگی ها بر روی ذهن تاریخی مردم ایل تاثیر گذاشته و باعث به وجود آمدن این داستانها ، این شخصیت های داستانی ، این جهان داستانی ، این درونمایه ها و این موتیف ها می شود كه در متل ها و افسانه ها شاهد هستیم . هر چند در طول تاریخ به دلایل متنوعی در این متل ها تحریفاتی صورت گرفته است . شاید بهتر باشد بگوییم تغییراتی رخ داده است . زیرا به نظر می رسد هیچ گریزی از این تغییرات نبوده است . به ویژه به این دلیل كه تنها راه انتقال و سرایت این متل ها و افسانه ها به نسل های جدیدتر نقل شفاهی آنها توسط پیرمردان ایل برای جوانترها و بچه ها بوده است . و به مرور زمان دلایل گوناگونی از جمله ورود تكنولوژی به جامعه ایلی و از همه مهمتر گسترش سرطان وار رسانه های مختلف كه حالا جایگزین شب نشینی های ایلی شده اند باعث شد كه نقل شفاهی كه تنها عامل زنده ماندن و انتقال این متلها و افسانه ها بوده از بین برود و آنها به دست فراموشی سپرده شوند . متاسفانه هیچ پژوهشی نیز برای ثبت دقیق این داستانها انجام نگرفته است . چند اقدام ناقصی نیز كه صورت گرفته اساسا نمی تواند پژوهش نام گیرد . زیرا این جمع كنندگان داستانها برخوردی كاملا شخصی با این داستانها داشته و گاه تغییرات بسیار نابجایی در آنها داده اند . این تغییرات كه به یك باره و توسط یك شخص در این افسانه ها صورت گرفته با آن تغییراتی كه چند سطر بالاتر به آن اشاره شد و شرط گریزناپذیر انتقال یك محصول فرهنگی از نسلی به نسل دیگر هستند تفاوت بنیادین دارد . ضمن احترام به تلاش هایی كه تا كنون صورت گرفته باید گفت در این جمع آوری ها و ضبط كردن ها به شفاهی بودن این فرهنگ ها هیچ توجهی نشده و اتفاقا تمام تلاش بر این بوده است كه نثر نگارش و سبك و شیوه های بیان و حتی گاهی طرح این افسانه ها را به قالب ها و شیوه های متعارف فرهنگ های مكتوب كه اغلب مستعمل و كلیشه ای نیز هستند تبدیل كنند . اینجا باید نكته ای را یادآور شوم و آن اینكه ، دقت و تلاش برای وفاداری به اصل معیارهایی است كه تنها ویژه پژوهشهای فرهنگی و مردم شناختی است و به هیچ وجه نویسنده یا هنرمندی كه می خواهد بر اساس این فرهنگ های شفاهی كار خلاقه انجام دهد ، الزامی به دقتی آنچنان و تلاشی آنچنان برای وفادار ماندن به اصل ندارد . زیرا وظیفه او جمع آوری و ثبت و ضبط فرهنگ نیست بلكه او رویكردی خلاقه به این متون دارد و بس . از آنجایی كه هدف این نوشته جمع آوری و ضبط این متل ها و افسانه ها نیست و تنها بررسی آنها آن هم با رویكردی خاص مد نظر است ، بنابراین ما هم ناچاریم در بررسی خود به همین منابع آشفته و ناقص و تحریف شده ( این بار دقیقا همین كلمه منظور من است ) مراجعه كنیم . اما امیدواریم پژوهش هایی مناسبتر و نزدیكتر به واقعیت شفاهی بودن و نه مكتوب و حتی ادبی بودن این متلها در آینده صورت گیرد .

نوشته شده در جمعه 22 مهر 1384 و ساعت 01:10 ب.ظ توسط : علیرضا
ویرایش شده در - و ساعت -


This form is inoperational!